ترجمه و توضیح سوره الطور ۲۴ – ۱

بسم الله الرحمن الرحیم

به نام خداوندی‎که رحمت عامّش شامل همه ورحمت خاصّش ازآن مؤمنین است.

وَالطُّورِ‌ ﴿١ وَکِتَابٍ مَّسْطُورٍ‌ ﴿٢ فِی رَ‌قٍّ مَّنشُورٍ‌ ﴿٣

سوگند به طور (۱) و سوگند به کتاب نوشته شده (۲) در ورقی سرگشاده (۳)

می­ فرماید: سوگند به کوه طور، همان کوهی که در آنجا به موسی(ع) وحی شد؛ و کتابی که نوشته شده است، که به تناسب سوگند قبلی منظور تورات است، که در سابق در کاغذ­های پوستی نوشته می­ شد، و هر وقت می­ خواستند آن را بخوانند لوله کاغذ را باز می­ کردند و می­ خواندند. بعضی از مفسرین گفته ­اند: آن کتاب بر صفحه­ ای از بهترین صفحات نگاشته شده که در عین حال باز است و پیچیده نیست.

 وَالْبَیْتِ الْمَعْمُورِ‌ ﴿۴ وَالسَّقْفِ الْمَرْ‌فُوعِ ﴿۵ وَالْبَحْرِ‌ الْمَسْجُورِ‌ ﴿۶

و سوگند به بیت المعمور (۴) و سوگند به سقف برافراشته (۵) و سوگند به دریای آکنده (۶)

یعنی سوگند به کعبه که خانه­ ی خداست و به آسمان و به دریای برافروخته. از نظر علمی آتش گرفتن اقیانوس­ ها سخنی مقبول است. ممکن است در اثرانفجارها و زلزله­ های عظیم درون زمین، مواد مذاب داخل زمین به بیرون راه یابد و از کف دریاها بیرون بزند و همه چیز را دود و بخار کند. و اما بیت المعمور، در روایات آمده است که بیت المعمور خانه­ ایست در آسمان برابر کعبه که محل زیارت ملائکه است.

إِنَّ عَذَابَ رَ‌بِّکَ لَوَاقِعٌ ﴿٧ مَّا لَهُ مِن دَافِعٍ ﴿٨

که بی­ تردید عذاب پروردگار تو واقع شدنی است (۷) آن را هیچ بازدارنده‎ای نیست (۸)

یعنی به همه­ ی این­ها قسم که عذاب روز قیامت واقع می­ شود، چون از اموری است که قضایش رانده شده (حکمش داده شده)، و گریزی از وقوعش نیست. و نکته­ ی جالب این است که به جای عذابِ خدا می­ فرماید: عذاب پروردگارت تا پیامبر را در مقابل تکذیب کنندگان تایید نموده، آنجناب را دلگرم کند، که پروردگارش در چنین روزی خوارش نمی­ سازد، و بی ­یاورش نمی­گذارد.

 یَوْمَ تَمُورُ‌ السَّمَاءُ مَوْرً‌ا ﴿٩ وَتَسِیرُ‌ الْجِبَالُ سَیْرً‌ا ﴿١٠

 روزی که آسمان سخت به لرزه درآید (۹) و کوه­ ها به حرکت درآیند (۱۰)

این دو آیه اشاره است به آن زلزله­ ی عظیمی که قبل از قیام قیامت در زمین رخ می­ دهد، و قرآن کریم در چند جا از آن یاد کرده. در آستانه­ ی قیامت نظام حاکم بر کرات آسمانی به هم می­ ریزد و آنها از مدارات خود منحرف شده و به هر سو رفت و آمد می‎کنند، تا این که به جای آنها آسمانی نو به فرمان خدا برپا می شود. دنیا نیز با یک زلزله‎ی عظیم درهم کوبیده می­ شود و نظامی تازه جای آن را می­ گیرد و انسان در برابر اعمالش قرار می­ گیرد.

 فَوَیْلٌ یَوْمَئِذٍ لِّلْمُکَذِّبِینَ ﴿١١ الَّذِینَ هُمْ فِی خَوْضٍ یَلْعَبُونَ ﴿١٢

پس درآن روز وای بر تکذیب کنندگان (۱۱) آنان که به یاوه‎گویی سرگرمند (۱۲)

می ­فرماید: وقتی مطلب از این قرار است، و هیچ مفرّی از وقوع عذاب نیست، پس وای به حال کسی که آیات خدا را تکذیب می­کند. و از این آیه معلوم می­شود که عذاب شوندگان در روز قیامت، همان تکذیب کنندگان در دنیا هستند؛ یعنی همان ­هایی که سرگرم مجادله در آیات خدا و انکار و استهزای آنها می­ باشند، و همه­ ی حقایق را به بازی و مسخره کردن می­ گیرند؛ پس وای بر آنان باد.

 یَوْمَ یُدَعُّونَ إِلَىٰ نَارِ‌ جَهَنَّمَ دَعًّا ﴿١٣ هَـٰذِهِ النَّارُ‌ الَّتِی کُنتُم بِهَا تُکَذِّبُونَ ﴿١۴

روزی که با خشونت و شدت به سوی آتش جهنم رانده می­ شوند (۱۳) این همان آتشی است که دروغش می ­پنداشتید (۱۴)

در آن روز آنها با تحقیر و توهین و با شدت وصف ناپذیری به سوی جهنم هُل داده می­ شوند، به آنها گفته می­ شود: این همان آتشی است که آن را تکذیب می­ کردید. که البته منظور از تکذیب آتش، تکذیب خبرهایی است که پیامبر از طریق  وحی الهی به آنها می­ داده، و  می فرموده : به  زودی  مجرمین  با  آن آتشمعذب می­ شوند.

أَفَسِحْرٌ‌ هَـٰذَا أَمْ أَنتُمْ لَا تُبْصِرُ‌ونَ ﴿١۵

پس آیا این افسون است یا شما نمی ­بینید (۱۵)

تکذیب کنندگان پیوسته در دنیا می­ گفتند: آنچه پیامبر آورده سحر است، و او از طریق ساحری پرده بر چشم­ های ما می ­افکند تا حقایق را نبینیم، لذا در قیامت به عنوان سرزنش و توبیخ، به هنگامی که آتش دوزخ را به چشم می ­بینند، به آنها گفته می ­شود: وقتی این آتش همان آتش است که تکذیبش می­ کردید، پس دیگر این خبری که قرآن می­دهد نمی ­تواند سحر باشد، همچنان که شما پنداشتید و اخبار انبیا را سحر خواندید.

اصْلَوْهَا فَاصْبِرُ‌وا أَوْ لَا تَصْبِرُ‌وا سَوَاءٌ عَلَیْکُمْ ۖ إِنَّمَا تُجْزَوْنَ مَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿١۶

داخل آن شوید، می­ خواهید صبر کنید، یا نکنید، بر شما یکسان است، جز این نیست که بدانچه که می­ک ردید مجازات می­ شوید (۱۶)

یعنی این چشیدن آتش برایتان حتمی است، و از شما جدا شدنی نیست، چه صبر کنید و چه صبر نکنید، نه صبر کردن عذاب را از شما برمی­ دارد، و نه حداقل آن را تخفیف می­ دهد، و نه بی­ صبری و جزع و فزع سودی به حالتان دارد؛ چون این عذاب را ما از جایی دیگر نیاورده ­ایم، بلکه عین عمل خود شماست، همان کارهایی است که می­ کردید، و معقول نیست که بین عمل و صاحب عمل جدایی بیفتد. آیه، هم به تجسم اعمال تأکید می­ کند، و هم عدالت الهی را مورد توجه قرار می­ دهد، زیرا آتش جهنم چیزی نیست جز اعمال خود انسان.

 إِنَّ الْمُتَّقِینَ فِی جَنَّاتٍ وَنَعِیمٍ ﴿١٧ فَاکِهِینَ بِمَا آتَاهُمْ رَ‌بُّهُمْ وَوَقَاهُمْ رَ‌بُّهُمْ عَذَابَ الْجَحِیمِ ﴿١٨

بی ­شک پرهیزگاران در  باغ ­ها و ناز و نعمتند (۱۷) به آنچه پروردگارشان به آنها داده شاد و مسرورند و خدای شان آنها را از عذاب دوزخ مصون داشته است (۱۸)

می­ فرماید: مردم با تقوا و آنها که در زندگی از خدا پروا دارند در روز قیامت در بستان­ ها سکونت می­ کنند، و نعمتی فراوان بر آنان احاطه دارد. تعبیر به متقین به جای مؤمنین برای این است که نشان دهد بهشت را به ایمان وعمل صالح می ­دهند و نه ایمان تنها. بهشتیان درمقابل نعمت­ های پروردگارشان از خوشحالی در پوست نمی­ گنجند و پیوسته با هم مزاح می­ کنند. یعنی دلشان از هر غمی تهی است و چون پروردگارشان آنها را از عذاب دوزخ دور نگه داشته، بنابراین هیچ اندوهی ندارند و در نهایت آرامش به سر می ­برند. تکرار “ربهم” نشان دهنده­ ی نهایت لطف خدا نسبت به آنهاست.

 کُلُوا وَاشْرَ‌بُوا هَنِیئًا بِمَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿١٩

به پاداش آنچه می­ کردید بخورید و بیاشامید گوارا باد (۱۹)

نعمت­ های بهشتی ذاتاً گواراست و هیچ عارضه­ ی نامطلوبی نخواهد داشت به علاوه در به دست آوردن آنها تحمل هیچ مشقتی لازم نیست، همین طور ترس از تمام شدن آنها نیز وجود ندارد؛ اما با همه­ ی این اوصاف، فرشتگان به بهشتیان می­ گویند: گوارایتان باد، که این تعارف لطف دیگری خواهد داشت و لذت ­ها را چند برابر می­ کند.

 مُتَّکِئِینَ عَلَىٰ سُرُ‌رٍ‌ مَّصْفُوفَهٍ ۖ وَزَوَّجْنَاهُم بِحُورٍ‌ عِینٍ ﴿٢٠ وَالَّذِینَ آمَنُوا وَاتَّبَعَتْهُمْ ذُرِّ‌یَّتُهُم بِإِیمَانٍ أَلْحَقْنَا بِهِمْ ذُرِّ‌یَّتَهُمْ وَمَا أَلَتْنَاهُم مِّنْ عَمَلِهِم مِّن شَیْءٍ ۚ کُلُّ امْرِ‌ئٍ بِمَا کَسَبَ رَ‌هِینٌ ﴿٢١

بر تخت ­های ردیف هم تکیه  زنند، و ما ایشان را  با  حوران درشت چشم تزویج کرده ایم (۲۰) وکسانی که ایمان آوردند و فرزندان­شان در ایمان پیروی­ شان کردند، فرزندان­ شان را به آنها ملحق کنیم و از پاداش عمل­ شان چیزی نکاهیم. هرکسی در گرو دستاورد خویش است (۲۱)

یعنی ایشان بر پشتی­ ها و بالش ­هایی که بر روی مبل­ ها­ی ردیف شده قرار گرفته ­اند، تکیه می­ کنند، و حورالعین را قرین (همنشین) ایشان می ­کنیم. در واقع آیه اشاره به مجلس انس عظیمی می­ کند که بهشتیان ترتیب داده و از لذات انس با دوستان و مؤمنان دیگر بهره می ­گیرند. و تعبیر”متکئین”حاکی از نهایت آرامش آنهاست، زیرا انسان معمولاً در حال آرامش تکیه می ­زند. و مراد از تزویج نیز قرین شدن با حورالعین است، نه عقد زناشویی، به دلیل این که فرموده: (بحورعین) و تزویج را با حرف (باء) متعدی کرده و اگر منظور از تزویج نکاح به عقد بود احتیاج به حرف (باء) نبود. سپس خدای سبحان بر مؤمنین منّت می­ گذارد و می­ فرماید: ما از میان ذریه­ ی مؤمنین آنهایی را که در ایمان به خدا به نوعی از پدران پیروی کنند، به پدران­ شان ملحق می­کنیم، هرچند که ایمان­ شان به درجه­ ی ایمان پدران­ شان نرسد و بدین ترتیب چشم پدران را روشن می­ سازد. و در عین حال از پاداش عمل پدران چیزی کم نمی­ کند، و از ثواب پدران چیزی به فرزندان نمی­ دهد، بلکه مثل آن را که به پدران داده به فرزندان هم می­ دهد؛ زیرا اعمال هر کس همراه با اوست و هرگز از او جدا نمی­ شود. در ضمن چون فرمود: پیروی در ایمان، پس معلوم می­ شود که مراد فرزندان بالغ است، چون خردسالانی که هنوز به حد تکلیف نرسیده­ اند ایمان­ شان هنوز ایمان صحیح نشده است.

 وَأَمْدَدْنَاهُم بِفَاکِهَهٍ وَلَحْمٍ مِّمَّا یَشْتَهُونَ ﴿٢٢ یَتَنَازَعُونَ فِیهَا کَأْسًا لَّا لَغْوٌ فِیهَا وَلَا تَأْثِیمٌ ﴿٢٣

و از انواع میوه­ ها و گوشتی که دلخواه آنهاست عطای­ شان می­ کنیم (۲۲) درآن­جا، جام­ های شراب را از یکدیگر می­ گیرند، در آن نه سخن بیهوده باشد و نه گنه­کاری (۲۳)

می­ فرماید: ما به اهل بهشت به طور لاینقطع و پشت سرهم میوه و هر گوشتی را که میل داشته باشند روزی می­ دهیم، و بهشتیان اختیار دارند تا کم و کیف خوراک شان را خودشان انتخاب کنند. سپس می­ فرماید: شراب بهشتی آثار شراب­های دنیا را ندارد، که شراب­خوار را گناه کار می­ کند، بلکه شراب بهشتی گوارا و روح پرور است و سبب فساد عقلی نمی­ شود، و سراسر هشیاری و لذت روحانی و جسمانی است.

 وَیَطُوفُ عَلَیْهِمْ غِلْمَانٌ لَّهُمْ کَأَنَّهُمْ لُؤْلُؤٌ مَّکْنُونٌ ﴿٢۴

و بر گِرد آنها جوانان (خدمتکار) خاص آنها می­ گردند که گویی مروارید نهفته درون صدفند (۲۴)

پس نعمت دیگر بهشتیان آن است که هر مؤمنی یک خدمتگزار مخصوص دارد که از خدمت کردن نهایت لذت را می ­برد. این خدمتکاران شباهتی به خدمتکاران دنیایی ندارند، بلکه مانند حوریان، مخلوقات بهشتی هستند، که از شدت زیبایی و صفا و حُسن مانند لؤلؤیی هستند که از ترس دستبرد اجانب در گنجینه پنهانش می‎کنند.