ترجمه و توضیح سوره انسان ۱۵ – ۱

بسم الله الرحمن الرحیم

به نام خداوندی‎که رحمت عامّش شامل همه و رحمت خاصّش‎ازآن مؤمنین است.

هَلْ أَتَىٰ عَلَى الْإِنسَانِ حِینٌ مِّنَ الدَّهْرِ‌ لَمْ یَکُن شَیْئًا مَّذْکُورً‌ا ﴿١

به طور مسلم بر انسان روزگارانی بگذشت که چیزی قابل ذکر نبود (١)

آیه می­خواهد بفهماند انسان موجودی است حادث، که در پدید آمدنش نیازمند به صانعی است تا او را بسازد و خالقی که او را خلق کند و همین­طور هم بوده است، پروردگارش او را آفریده و به تدبیر ربوبیش به ابزار شعور یعنی سمع و بصر مجهزش کرده، تا با آن ابزار شعور به راه حق هدایت شود.

إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن نُّطْفَهٍ أَمْشَاجٍ نَّبْتَلِیهِ فَجَعَلْنَاهُ سَمِیعًا بَصِیرً‌ا ﴿٢

ما انسان را از نطفه ­ای مخلوط خلق کردیم درحالی که او را از حالی به حال دیگر درمی­ آوریم و او را شنوا و بینا گردانیدیم (٢)

منظور از حالی به حالی دیگر درمی ­آوریم این است که، نطفه را علقه (خون بسته) و علقه را مضغه (گوشت جویده شده) کرده تا در آخر خلقتی دیگرش می ­کنیم و به همین منظور او را سمیع و بصیر کردیم تا دعوت الهی را که به او می­رسد بشنود و آیات الهی را که وحدانیت خدا و نبوت و معاد را اثبات می­کند، ببیند و به این ترتیب با آگاهی تمام در مسیر حق حرکت کند. نطفه‎ی مخلوط می­تواند اشاره باشد به اختلاط اسپرم و اوول ، یا  اشاره باشد به استعدادهای مختلفی که درون نطفه وجود دارد ، یا اشاره به مواد مختلفی باشد که نطفه را می­ سازد .

إِنَّا هَدَیْنَاهُ السَّبِیلَ إِمَّا شَاکِرً‌ا وَإِمَّا کَفُورً‌ا ﴿٣

ما به حقیقت، راه را به او نشان دادیم، خواه شاکر باشد یا کفران کند (٣)

یعنی خدا برای رساندن انسان به سعادت و کمالش، علاوه بر مجهز کردن او به ابزار شناخت راه سعادت و کمال را نیز به او نشان داد تا بتواند راه صحیح را ازخطا بازشناسند. حال انسان­ها در مقابل هدایت الهی این اختیار را دارند که تسلیم شده و شکر این نعمت را به ­جا آورده و به سعادت برسند یا مخالفت کنند‌ و کفران این نعمت کرده دچار شقاوت شوند‌. امّا هدایت الهی دو نوع است: اول) تکوینی یعنی او را طوری خلق کرده که خیرو شرّ خود را تشخیص می­دهد، که این هدایت شامل همه‎ی انسان­هاست و همه ی انسان­ها دعوت فطرت و عقل را می ­فهمند، امّا ملکات زشت­ شان مانع ازاین می‌شود که پیام فطرت را بپذیرند. دوم) هدایت تشریعی است که هدایت زبانی است و به واسطه­ ی ارسال انبیا صورت می­گیرد و امّا این که این هدایت به تک تک افراد جامعه برسد، چه بسا فراهم نشود و کسی که این دعوت به او نرسد، دراین صورت حجت برآن تمام نشده و ایشان مستضعف هستند. پس هدایت به سبیل که آیه اشاره می­کند، سنت و طریقه ­ای است که هر انسانی واجب است که در زندگی دنیائیش آن را بپیماید و با پیمودن آن به  سعادت دنیا و آخرت برسد، که این سبیل او را به کرامت و قرب پروردگارش سوق می­دهد، کرا متی که حاصلش دین حق است که نزد خدای تعالی همان اسلام است.

إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلْکَافِرِ‌ینَ سَلَاسِلَ وَأَغْلَالًا وَسَعِیرً‌ا ﴿۴

ما برای کافران غل و زنجیرها و آتش سوزان آماده کرده ­ایم(۴)

آیه به عاقبت وخیم افرادی که کفر ورزیده و راه هدایت خدا را نمی ­پویند، اشاره می­ نماید. اینان گرچه در دنیا با آزادی، در شهوات غوطه­ ور بودند و زندگی دیگران را به آتش می ­کشیدند ولی واقعا در بند هواهای نفس خود بودند، لذا صورت ملکوتی اعمال­شان در آن دنیا به صورت زنجیرها و شعله‌های سوزان دامان­ شان را می­ گیرد.

إِنَّ الْأَبْرَ‌ارَ‌ یَشْرَ‌بُونَ مِن کَأْسٍ کَانَ مِزَاجُهَا کَافُورً‌ا ﴿۵

نیکوکاران از جام شرابی که بسیار خوشبو و خنک است، می­نوشند (۵)

ابرار افرادی هستند که خیر را به آن جهت که خیر است انجام می­دهند نه به جهت آنکه نفعی عاید آنها بشود یا پاداشی و حتی تشکری نصیب شان گردد، بنابراین؛ هر چند انجام خیر مخالف با خواهش های نفس­شان باشد، صبر می‌کنند و به ضرر خود، آن کار را صورت می­دهند و این نیست الّا به جهت ایمان­شان به خدا و رسول او و روز جزا، در واقع چون آنها معتقدند که خود آنها مالک نفع و ضرری برای خود نیستند و همه چیز مِلک خداست پس هرچه را که خدا بخواهد انجام می دهند هرچند با میل­ شان سازگار نباشد.

عَیْنًا یَشْرَ‌بُ بِهَا عِبَادُ اللَّـهِ یُفَجِّرُ‌ونَهَا تَفْجِیرً‌ا ﴿۶

از چشمه­ ای آن بندگان خاص خدا می ­نوشند که به اختیارشان هر کجا خواهند جاری می‌شود (۶)

اگر از نوشندگان آن شراب طهور تعبیر به عباد الله کرد، برای این بود که اشاره کند به این که، اگر از آن شراب طهور می­نوشند به خاطر اینست که به زیور عبودیت آراسته شدند، و بعید نیست که این دو آیه در مقام بیان حقیقت عمل صالح آنان براساس تجسم اعمال باشد، و بفهماند وفای به نذر و إطعام طعام برای رضای خدا، ظاهرش وفا و اطعام کردن است، امّا باطنش نوشیدن از شرابی است که طبعش، کافوری است آن هم از چشمه­ ای که به طور مستمر خودشان با اعمال صالح خود می­ شکافند. البته این معنا مسلم است که جاری ساختن چشمه­ های بهشتی نیازمند بیل و کلنگ نیست، بلکه نعمت­های بهشتی به جز خواست و اراده اهل بهشت هیچ هزینه­ ی دیگری لازم ندارد.

یُوفُونَ بِالنَّذْرِ‌ وَیَخَافُونَ یَوْمًا کَانَ شَرُّ‌هُ مُسْتَطِیرً‌ا ﴿٧

آنها به نذر خود وفا می‌کنند و از روزی که عذابش گسترده است می ­ترسند (٧)

یعنی ابرار، با بصیرت تمام معاد را باور دارند و به تمام کیفرهایی که در آن روز دامان بدکاران را می­ گیرد ایمان دارند، و اثر این ایمان در اعمال­ شان کاملا نمایان است. مسلما ابرار وقتی به نذرهایی که بر خویشتن واجب کرده­ اند وفا می‌کنند، حتما واجبات الهی را محترم خواهند شمرد.

 وَیُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَىٰ حُبِّهِ مِسْکِینًا وَیَتِیمًا وَأَسِیرً‌ا ﴿٨

و غذای خود را با این که به آن علاقه و نیاز دارند به مسکین و یتیم و اسیر می­دهند (٨)

در واقع این آیات داستان مردمی از مؤمنین را که قرآن آنها را ابرار خوانده بیان می­کند و اصلا سبب نزول این آیات مربوط به بیماری امام حسن و امام حسین (علیهما السلام) و نذر والدین گرامی آنها و قصّه­ ی سه روز روزه گرفتن ایشان می ­باشد. آنها غذای خود را در وقت افطار و در شرایطی که نیاز شدید به آن داشتند از روی ایثار به افراد نیازمند (مسکین و یتیم و اسیر) می­دهند.

إِنَّمَا نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللَّـهِ لَا نُرِ‌یدُ مِنکُمْ جَزَاءً وَلَا شُکُورً‌ا ﴿٩

ما فقط برای رضای خدا به شما طعام می­دهیم و هیچ پاداش و تشکری از شما نمی­ خواهیم (٩)

معنای این که عملی به خاطر وجه الله انجام شود، این است که در انجام اعمال، این نتیجه منظور گردد که رحمت خدا و خشنودیش جلب شود بدون هیچ چشم­ داشتی به پاداش و تشکر مردم و همین خلوص بالاترین ارزش­ها را به اعمال می­دهد.

 إِنَّا نَخَافُ مِن رَّ‌بِّنَا یَوْمًا عَبُوسًا قَمْطَرِ‌یرً‌ا ﴿١٠

چراکه ما از پروردگارمان درآن روز که بسیار دشوار و سخت است می ­ترسیم (١٠)

 پس ترس آنها از خود عذاب نبود بلکه از نارضایتی خدا و از عذابی که از ناحیه اوست، می­ باشد. یعنی همان طور که اطعام ­شان برای خداست، ترس و امید آنها نیز فقط از خداست، اگر از روز قیامت هم می­ترسند بدان جهت است که روز پروردگارشان است، روزی که خدا به حساب بندگانش می­رسد و جزای اعمال ایشان را می­دهد، پس چون حساب عمل بنده با خداست و بندگی لازمه لاینفک انسان است، انسان به هر درجه از کمال برسد، و حتی به مقام عصمت و بی­ گناهی هم اگر برسد، باز هم بنده است، و بنده هم ممکن نیست از خوف پروردگارش تهی باشد.

فَوَقَاهُمُ اللَّـهُ شَرَّ‌ ذَٰلِکَ الْیَوْمِ وَلَقَّاهُمْ نَضْرَ‌هً وَسُرُ‌ورً‌ا ﴿١١

پس خداوند آنها را از شرّ آن روز نگه می­دارد و به آنها روی خندان و دل شادمان عطا می­نماید (١١)

پس اگر ابرار در دنیا به خاطر احساس مسئولیت ازآن روز بیمناک بودند، خدا نیز درعوض ایشان را از شرّ آن روز حفظ می­کند و در شادمانی غرق ­شان می­ نماید.

وَجَزَاهُم بِمَا صَبَرُ‌وا جَنَّهً وَحَرِ‌یرً‌ا ﴿١٢

و خداوند دربرابر شکیبائی آنها، بهشت و لباس­های حریر بهشتی را به ایشان پاداش می­دهد (١٢)

 یعنی ابرار چون غیر از رضای پروردگارشان، خواسته دیگری ندارند و اراده او را بر خواست خود مقدم می­ دارند، در نتیجه در برابر آنچه او برای آنان مقرر کرده و هر رنجی که برای آنان خواسته صبر کرده و به پیروی از فرامین الهی و ترک آنچه خدا نهی کرده شکیبائی می‌کنند، بنابراین؛ خداوند این مشقت و زحمتی را که ایشان در راه بندگی او تحمل می‌کنند در آخرت به نعمت و راحت مبدل می­ کند. و منظور از صبر، صبرشان دربرابر مصیبت، و دربرابر اطاعت، و معصیت است.

مُّتَّکِئِینَ فِیهَا عَلَى الْأَرَ‌ائِکِۖ لَا یَرَ‌وْنَ فِیهَا شَمْسًا وَلَا زَمْهَرِ‌یرً‌ا ﴿١٣

درحالی که درآن بر تخت‌ها تکیه دارند و در آن نه خورشیدی می بینند و نه سرمایی (۱۳)

یعنی مشقت­ هایی را که آنها در دنیا تحمل کردند، خدای تعالی آن مشقت ها را به بهشت و نعمت مبدّل می کند، در حالی که در ان بهشت بر تخت هایی زیبا تکیه دارند و نه آفتابی است که از گرمای آن اذیت شوند و نه سرمایی تا از آن ناراحت گردند.

وَدَانِیَهً عَلَیْهِمْ ظِلَالُهَا وَذُلِّلَتْ قُطُوفُهَا تَذْلِیلًا ﴿١۴

وسایه‎های درختان بر سر آنها گسترده و میوه­ هایش برای چیدن بسیار آسان ‎است (١۴)

میوه­ های بهشتی مسخّر آنهاست به طوری که تحت فرمان و اراده ابرارند و هرگونه که بخواهند بدون هیچ مانع و زحمتی از آنها می­ چینند.

 وَیُطَافُ عَلَیْهِم بِآنِیَهٍ مِّن فِضَّهٍ وَأَکْوَابٍ کَانَتْ قَوَارِ‌یرَ‌ا ﴿١۵

با جام­هایی نقره فام و کوزه‌های بلورین بر آنها دور می­زنند (١۵)

خدّام بهشتی با ظرف­ های نقره فام و بلورین از ابرار پذیرائی می‌کنند و طعام و نوشیدنی برای آنها می­ آورند.