ترجمه و توضیح سوره المرسلات ۵۰ – ۲۴

 

وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِّلْمُكَذِّبِينَ ﴿٢٤ أَلَمْ نَجْعَلِ الْأَرْ‌ضَ كِفَاتًا ﴿٢٥ أَحْيَاءً وَأَمْوَاتًا ﴿٢٦ وَجَعَلْنَا فِيهَا رَ‌وَاسِيَ شَامِخَاتٍ وَأَسْقَيْنَاكُم مَّاءً فُرَ‌اتًا ﴿٢٧

وای  درآن روز  بر تکذیب­ کنندگان (٢۴) آيا ما زمين را  محل اجتماع بشر قرار نداديم؟ (٢۵) هم درحال زنده بودن شان و هم در مرگ­شان (٢۶) و در آن کوه ­های استوار و بلندی قرار داديم و آبی گوارا را به شما نوشانديم (٢٧)

چگونه‌است که تکذیب­ کنندگان قيامت اين همه آثار قدرت و ربوبيت خدا را می­ بينند و بازهم معاد را انکار می ­کنند‌؟ اين بار آنها را به سوی جهان متوجهمی­ سازد و همان قدرت ربوبيت خدا را در عالم بزرگ­تری به آنها نشان می­دهد.

 وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِّلْمُكَذِّبِينَ ﴿٢٨ انطَلِقُوا إِلَىٰ مَا كُنتُم بِهِ تُكَذِّبُونَ ﴿٢٩

وای درآن روز بر تکذیب ­کنندگان (٢٨) بي­ درنگ برويد به سوی همان چيزی که پيوسته آن را انکار می ­کرديد (٢٩)

يعنی درآن روز به تکذیب­ کنندگان گفته می‌شود که از محشر بدون هيچ درنگی به سوی آتش روانه شوند همان آتشی که همواره تکذيبش می­کردند.

انطَلِقُوا إِلَىٰ ظِلٍّ ذِي ثَلَاثِ شُعَبٍ ﴿٣٠

برويد به سوی سايه سه شعبه (٣٠)

يعنی آتش جهنم، آتشی است که دودش به قدری متراکم و عظیم است که شاخه شاخه شده از راست و چپ و بالا، تکذیب­کنندگان را به کام خود فرو می­برد.

لَّا ظَلِيلٍ وَلَا يُغْنِي مِنَ اللَّـهَبِ ﴿٣١ إِنَّهَا تَرْ‌مِي بِشَرَ‌رٍ‌ كَالْقَصْرِ‌ ﴿٣٢

نه سايبان است و نه از لهيب آتش باز می­دارد (٣١) همانا آن شراره­ هایی چون کاخ پرتاب می­کند (٣٢)

يعنی آن سايه­ ی سه شعبه مانع از رسيدن حرارت سوزان به انسان نمی­ شود، بلکه کاملا گرمای شعله ­ها را منعکس می­کند و آتش جهنم آن چنان عظیم و مهيب است که هر شراره­ای که پرتاب می­ کند به اندازه يک کاخ است، همان کاخ ستمکاران که منشأ شعله‌های سوزان و آتش­ های شرربار بودند.

 كَأَنَّهُ جِمَالَتٌ صُفْرٌ‌ ﴿٣٣ وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِّلْمُكَذِّبِينَ ﴿٣٤

گويی آن شراره همچون شتران زرد رنگی است (٣٣) وای درآن روز بر تکذیب­کنندگان (٣۴)

در آيه قبل جرقه‌های آتش ازنظر حجم و عظمت به کاخ بزرگ تشبیه شد، و اينجا ازنظر کثرت و رنگ و سرعت حرکت و پراکندگی به گروهی از شتران زرد رنگ تشبیه شده که به هر سو روانند. جایی که جرقه­ ها اين چنين است، پس خود آن آتش چگونه است و درکنارش چه عذاب­های دردناکی وجود دارد؟ وای بر تکذیب­ کنندگان!

 هَـٰذَا يَوْمُ لَا يَنطِقُونَ ﴿٣٥ وَلَا يُؤْذَنُ لَهُمْ فَيَعْتَذِرُ‌ونَ ﴿٣٦

اين روزی است که کافران سخنی نتوانند گفت (٣۵) و به آنها رخصت عذرخواهی نيز نخواهند داد (٣۶)

زيرا چيزی برای گفتن وجود ندارد و همه حقایق روشن است. البته از آيات ديگر قرآن استفاده می‌شود که در يک موقف (ایستگاه) از مجرمان سؤال می‌شود و آنها جواب می ­دهند و در موقفی ديگر بر دهان آنان مُهر می­ زنند و حق سخن گفتن ندارند.

وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِّلْمُكَذِّبِينَ ﴿٣٧ هَـٰذَا يَوْمُ الْفَصْلِۖ جَمَعْنَاكُمْ وَالْأَوَّلِينَ ﴿٣٨

وای درآن روز بر تکذیب کنندگان (٣٧) اين روز جدایی است که شما و همه درگذشتگان پيشين را در آن روز جمع گردانيم (٣٨)

روز قيامت از اين جهت “يوم الفصل” است که خدا با داوری خود ميان اهل حق و باطل جدایی  می ­اندازد و همه انسان­ها  بدون  استثنا  در اين  روز گرد هم جمع می­ آيند تا به حساب­شان رسيدگی شود.

فَإِن كَانَ لَكُمْ كَيْدٌ فَكِيدُونِ ﴿٣٩ وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِّلْمُكَذِّبِينَ ﴿٤٠

پس اگر نيرنگی داريد، در برابر من به کار گيريد (٣٩) وای درآن روز برتکذيب­ کنندگان (۴٠)

خدای تعالی برای نشان دادن عجز آنها می­ فرمايد: اگر چاره و حيله ­ای بر عليه من داريد تا با آن حيله، عذاب مرا از خود دور سازيد پس آن را به کار ببنديد. معنایش اين است که شما چنين نيرويی نداريد و در آن روز به همه معلوم می­شود که قوّت همه­اش ا زآن خداست و اين که خدا شديد­العذاب است و اين زمانی است که پيشوايان از پيروان خود بيزاری می­ جويند و عذاب را می­ بينند و همه اسباب­ها از کار می ­افتد. وای درآن روز بر تکذيب کنندگان.

إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي ظِلَالٍ وَعُيُونٍ ﴿٤١ وَفَوَاكِهَ مِمَّا يَشْتَهُونَ ﴿٤٢ كُلُوا وَاشْرَ‌بُوا هَنِيئًا بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿٤٣

مسلما پرهيزکاران در سايه درختان بهشت و در کنار نهرهای جاری متنعمند (۴١) و از هر نوع ميوه که مايل باشند فراهم است (۴٢) به آنها خطاب می‌شود که از هر طعام و شراب بخواهید بخوريد و بياشاميد که شما را گوارا باد پاداش اعمال نيکی که در دنيا انجام داديد (۴٣)

يعنی مواهب بهشتی بدون حساب به کسی داده نمی­ شود و با ادعا و خيال و پندار به دست نمی­ آيد بلکه تنها به وسیله اعمال صالح فراهم می­ شوند.

إِنَّا كَذَٰلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ ﴿٤٤ وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِّلْمُكَذِّبِينَ ﴿٤٥

ما البته نيکوکاران عالم را اين گونه پاداش می­ دهيم (۴۴) وای درآن روز بر تکذيب کنندگان (۴۵)

اين جمله سعادت اهل بهشت را مسلم می­ سازد. جالب اين است که درآيه ۴١ روی تقوا تکيه شده و در آيات ۴٣و ۴۴ روی عمل، تا بفهماند بهشت از آنِ مدعیان دروغین نيست و برای افرادی است که تقواي­شان در عمل مشهود است. وای بر آنها که از تمام اين مواهب و نعمت­ها محروم می­شوند، آزاری که حسرت اين محرومیت بدنبال دارد کمتر از آتش دوزخ نيست.

كُلُوا وَتَمَتَّعُوا قَلِيلًا إِنَّكُم مُّجْرِ‌مُونَ ﴿٤٦ وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِّلْمُكَذِّبِينَ ﴿٤٧

در اين مدت کم دنیا، بخوريد و بهره ­گيريد، که شما گناه کاريد (۴۶) وای درآن روز برتکذيب کنندگان (۴٧)

درحقيقت می­ خواهد ايشان را مأيوس کند از اين که با خوردن و بهره بردن بتوانند عذاب را از خود دفع کنند‌. پس می­ فرمايد: هرچه دلتان می­ خواهد در دنیا بکنيد، امّا اين کار سودی به حالتان ندارد و عذاب الهی در انتظار شماست چون جزای مجرم خواه ناخواه آتش است. آيه اگر بر خوردن و تمتع تأکید کرده به جهت اين است که منکرين معاد برای سعادت معنایی جز سعادت دنيوی قائل نیستند و از سعادت دنيوی نيز معنایی جز خوردن و شهوترانی نمی­ فهمند. وای درآن روز بر تکذيب کنندگان! همان­ها که به زرق و برق دنیا و لذائذ و شهوات آن مغرور شدند و عذاب الهی را برای خود خريدند.

وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ ارْ‌كَعُوا لَا يَرْ‌كَعُونَ ﴿٤٨ وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِّلْمُكَذِّبِينَ ﴿٤٩

و هنگامی که به آنها گفته شود رکوع کنيد، رکوع نمی ­کنند‌ (۴٨) وای درآن روز بر تکذيب کنندگان (۴٩)

يعنی منکران قيامت چنان از باده غرور و تکبر سرمست هستند که وقتی خدا ايشان را به عبادت خود می­ خواند، عبادت نمی­کنند‌، علت نيز روشن است چون انکار روز جزا با عبادت سازگاری  ندارد  و به اين  ترتيب برای  دهمین  بار تکذیب­ کنندگان  قيامت را تهديد و نفرین می­ کند.

فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَهُ يُؤْمِنُونَ ﴿٥٠

پس به کدام سخن بعد از آن ايمان می ­آورند؟ (۵٠)

يعنی وقتی تکذیب کنندگان معاد به قرآن که معجزه و آيت الهی است ايمان نمی­ ورند و به استدلال ­های قرآن مبنی بر وحدانیت خدا و در پيش بودن روز فصل با آن خصوصياتش توجه نمی­ کنند،‌ ديگر بعد از آن به چه سخنی ايمان می ­آورند؟ اين به منزله هشداری است به رسول خدا (ص) که ايشان را ديگر به ايمان دعوت نکند و بعد از اتمام حجت رهاي­شان سازد.